تبليغاتX
Alone Librarian
Alone Librarian
آمدیم تا باشیم و خواهیم ماند

یه ابزار دیگه ای که میشه با استفاده از اون حسابی تبلیغ کرد صدا و سیما است. مثلاً میشه سریال ساخت یا نمایش رادیویی درست کرد که از تلویزیون و رادیو پخش بشه. اما کی میخاد اینا رو درست کنه خدا میدونه. چند وقت پیش یکی از هم رشته ای های محترم در گروه بحث دکتر فتاحی مطلبی رو ارسال کرده بود که توی اون گفته بود که ای ملت شما مگه تا حالا سریال پرستارن رو ندیدن از شبکه 1 حالا چی میشه یه همچین سریال برای کتابداری درست کنند و اسمشو بزارن کتابداران. بله این پیشنهاد ایشون بود که خوب در نوع خودش جالب هم بود. اما باید قبول کنیم که برای ساخت یه همچین سربالی احتیاج به یه داستان قوی و گیرا هست که مخاطب رغبت بکنه ببینه تازه یه بازیگرایی میخاد که واقعاً از جون و دل کار کنند بعد از همه اینا که فراهم شد تازه بودجه میخاد در حد تیم ملی. این عمو عزت، خان تپه های جام جم(این تکه کلام از مجله همشهری جوان برداشت شده) هم که تا حالا هر چی بودجه داشته داده به یوزارسیف و مرد 2 هزار چهره و این آخری ها در چشم باد. بنابراین تا اطلاع ثانوی بعید به نظر میاد عمو بودجه ای برای این قسم سریال ها بده. اما در رادیو جا برای کار بازتره به نظر من. مثلاً همین رادیو جوان خودمون یه برنامه ای درست کرده به اسم گلهای کاغذی که توی این برنامه هدفشون اینه که ملت یه کمی بیشتر کتاب و کلاً مطبعه بخوانند. یه بار من خودم این برنامه رو از اول تا آخر گوش دادم اما دریغ از یکبار شنیدن اسم کتابدار و کتابداری در این برنامه. هر چی بود همش یا معرفی کتاب بود یا پیشنهاد هفته یا نقد کتاب یا اینکه دیگه خیلی زور می زدن معرفی یه کتابخونه یا معرفی یک کتابخوان حرفه ای. به نظر من واقعاً جای یک برنامه حرفه ای در مورد ما شدیداً احساس میشه حداقل برای خودمون. در این بین یک سری از کارهای تلویزیون واقعاً مسخره است. مثلاً یعنی چی که شبکه 5 تهران مسابقه تلفنی درست کرده بعد اسمشو گذاشته باغ کتاب، یعنی چی؟ اصلاً این مسابقه چه ربطی داره به کتاب. در نتیجه پیشنهاد میشود که:

  • ساخت یک نمایش رادیویی و استفاده از آن برای انتقال مضامین مورد نظر
  • استفاده از ظرفیت سینما برای انتقال مفاهیم مورد نظر

پایان

ارسال در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط امپراطور
قالب وبلاگ