تبليغاتX
Alone Librarian
Alone Librarian
آمدیم تا باشیم و خواهیم ماند

مقالات و مطالب انتخاب شده براي شماره هفتم ماهنامه اطلاع يابي و اطلاع رساني ( ارديبهشت 87):
الف- مقالات: ارسطو و فضيلت مرجع/ راحله فتوحي. خدمات مرجع دیجیتالی : رویکردی نو به پاسخگویی پرسش های مرجع/ شبنم رفوآ. توانايي ها و كاربردهاي وبلاگ در كتابداري و اطلاع رساني/ رضا تاج آبادي و سبحان قادري. تاثير امنيت اطلاعات بر اقتصاد اطلاعات/ رضا اردلان. جايگاه كتابداري و اطلاع‌رساني در طبقه‌بندي مشاغل كشور/ زهرا تهوري. آرشيو، كتابخانه : آرشيويست ، كتابدار/ مريم پاكدامن نائيني . کتاب های الکترونیکی و مدل هایی از خدمات کتابخانه ای جدید : تجزیه و تحلیل تأثیر فناوري کتاب الکترونیک بر کتابخانه های دانشگاهی/ ترجمه نفيسه دهقانپور. تاريخچه، ساختار، تشكيلات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان / فروغ رحيمي.
ب- گزارش ها: كتابخانه كنگره آمريكا / ترجمه و گردآوري مهسا و مريم اميني. بانك اطلاعاتي اسكوپوس/ ترجمه ابوذر رمضاني. چهارمین همایش بین المللی در مورد وب سنجی، اطلاع سنجی و علم سنجی (wis) و نهمین همایش کول نت / ترجمه نازنين مهرپناه

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 توسط امپراطور

یکی از درجات شغلی که ما می تونیم بعد ها توی یک کتابخونه داشته باشیم کتابدار مرجع است. کار یک کتابدار مرجع یا همون reference librarian اینکه  با کاربران کتابخونه مصاحبه مرجع بکنه و نیاز اطلاعاتی اونا رو بفهمه و بعد به فراخور منابعی که در دسترسش هست پاسخ کاربر رو بده. به مجموعه این کارا توی کتابخونه اصطلاحاً میگن میز رفتن و منظور همون خدمات مرجع که کتابدرا مرجع پشت میزش انجام میده. اما کتابدرا مرجع بودن و یک کتابدار مرجع خوب بودن که با حوصله باشه و هوش هیجانی بلد باشه کار خیلی سختی به خاطر همین کتابدارای شاغل توی کتابخونه ها اکثراً از این زیر این کار در میرن. اما باید قبول کرد که ما آموزش درستی در رابطه با کتابدرای مرجع توی دانشگاه نمی بینیم و در واقع به جای اینکه به ما یاد بدن که چه جوری باید نیاز سنجی کرد و بعد این نیازو پاسخ داد بیشتر به ما یاد میدن که چه جوری باید از توی فلان دائره المعارف فلان مطلبو پیدا کرد و اینجور کتابدار مرجع به پشت پرده میره و فقط سئوالو میگره و جواب میده در حالی که کتابدار مرجع واقعی باید با کاربر تعامل داشته باشه.خلاصه اینک بازم همون قصه درس های قدیمی کتابداری توی ایران مطرح میشه به هر حال هر چه سریعتر باید واحدهای درسی دوره کارشناسی عوض بشن و الا ما از بقیه جاها عقب می مونیم.

ارسال در تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 توسط امپراطور

 ما هنوز بعد از چند سال تحصيل در رشته کتابداري نفهميديم که آخرش قرار است چه کاره بشويم. اخيراً از اطراف و اکناف خيلي ما رو تحويل مي گيرند و مي گويند که کتابداري يک رشته تخصصي است  و هر کسي نمي تواند کارهاي يک کتابدار انجام دهد و خلاصه توي دل مار و پر مي کنند. اما اين را داشته باشيد تا اينکه ما سوار تاکسي مي شويم و آْقاي راننده به ما مي گويد که شما دانشجويي؟؟؟ من هم مي گويم بله چطور آن وقت او مي گويد که چه رشته اي و بعد من با حس عجيبي که حاکي از گفتن و نگفتن است مي گويم کتابداري بعد راننده مي فرمايد به به (به رسم آقاي شصت چي) ما هم مي گوييم خيليييييييييييي ممنون( به رسم همون آقاي شصت چي) بعد ايشون لحن خودشو عوض ميکنه ميگه: من سي سال معلم رياضي بودم آخرشم پشت اين قارقارکم، سي سال پيش ليسانس رياضي گرفتم و... .حالا براي کتابداري چي کار هست؟؟؟ راستي چه واحدهايي داره اين کتابداري؟؟؟ کامپيوتر هم توش هست؟؟؟ و اونجا من مجبور ميشم براش کلي خالي بندي بکنم که بله اقا جون ما 10 واحد کامپيوتر داريم تازه کجاشو ديدي هر چي سايت و مرکز اطلاع رساني مجازي هست ما درست ميکنيم (به نظر من اين سئوال آقاي راننده هم بد بود و هم خوب. بد از اين نظر که مردم فکر مي کنند که هر چي که توش کامپيوتر و رياضي و انتگرال و اينا باشه خيلي خوبه و آدم نونش توي روغن و قسمت خوبش اينه که خوب بيچاره حق هم داره با اون اسم ضايع به توان بي نهايتي که رشته ما داره همه فکر ميکنند  ما کارمون نگهداري از کتابها و تميز کردن اونهاست) خلاصه اين اتفاق هم گذشت. اما اون چيزي که من ميخام بگم اينکه ما کتابدارا (حداقل خود من) نسبت به آينده کاري خودمون نميتونيم اميدوار باشيم و همين که هميشه از اينکه آينده چي ميخاد بشه نگرانيم.خاتمه اينکه همه درد و مصيبت ها در چک برگشتي نيست و ندانستن و ترسيدن از آينده کار ي هم براي خودش درديه.  

ارسال در تاريخ دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 توسط امپراطور
قالب وبلاگ