تبليغاتX
Alone Librarian
Alone Librarian
آمدیم تا باشیم و خواهیم ماند

چند روز پیش در وبلاگ گروهی کتابداران ایران به مطلبی بر خوردم از دکتر عباس حری که گفته بود"رشته کتابداری ماهیتی مرگ گونه دارد"و من هم در ادامه صحبت های ایشان باید بگویم که با این موضوع موافقت دارم و این را مشکل رشته کتابداری میدانم که تا وقتی که ما به آن وارد نشده ایم،هیچ شناختی از آن نداریم و زمانی هم که وارد شدیم دیگر نمیتوانیم آن را برای دیگران که خارج از گود هستند تصویر کنیم.شاید اصلاً اشکال اصلی در عدم پیشرفت این رشته همین اطلاع رسانی نادرست آن باشد.رشته ای که خودش عنوان اطلاع رسانی را به یدک میکشد اما خود از عدم اطلاع رسانی صحیح رنج میبرد.به نظر من اگر این امکان وجود داشت که به نحوی در رادیو و تلویزیون و سینما برای این رشته تبلیغاتی صورت میگرفت شاید وضع بهتر از این میشد به هر حال امروزه تلویزیون یکی از اجزای لاینفک زندگی بشری است و شما حتی اگر به محله های پایین شهر هم بروید میتوانید این جعبه جادو را ببینید.برای تبلیغات هم راه های متفاوتی وجود دارد.مثلاً ساخت یک فیلم سینمایی که به مشکلات دانشجویان کتابداری بپردازد تا حد خیلی زیادی باعث توجه مردم به این رشته میشود.

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 توسط امپراطور
هنوز برای ارسال ایده های بکر و دست نخورده خودتان فرصت دارید،پس زمان را از دست ندهید.همایش کشوری دو روزه انتظار شما را میکشد.(موضوعات خودتان را به همان ایمیل آقای اکبری بفرستید)
ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 توسط امپراطور

شاید اگر می شد...

 

در این سری از مقالات من قصد دارم که ایده های خودم را مطرح کنم و در واقع هر آنچه که از ذهنم بیرون میتراود را برای شما بگویم.

 

نسل جدیدی از قفسه ها در کتابخانه ها

 

در حال حاضر تا آن جایی که من میدانم ما در کتابخانه های کشور بیشتر از از قفسه های چوبی معمولی که با میخ به هم متصل شده اند استفاده می کنیم اما به نظر من اکنون زمان استفاده از این قفسه ها به سر آمده است و ما باید همان طور که منابع و حتی کتابخانه های الکترونیکی داریم پس باید قفسه های الکترونیکی نگهداری کتاب را هم داشته باشیم.در واقع منظور من این است که اگر ما بتوانیم قفسه هایی داشته باشیم که قالب کلی و بیرونی آن  از جنس چوب باشد ولی درون آن را فیبر های نوری و کیت های الکترونیکی پر کرده باشد آن وقت این قفسه کار های دیگری هم میتواند انجام دهد.قفسه مورد نظر من هم مکانی برای نگهداری کتابها است و هم  وسیله ای برای حفظ هر چه بیشتر امنیت کتاب و هم  میتواند به شکل یک میز مرجع باشد.اما برای کاربرد اول-- باید گفت که قفسه ها باید به گونه ای طراحی شود که در زیر هر کتاب یکled (چراغ های کوچک)رنگی قرار گرفته باشد.بعد در هر زمانی که کتابی  را از قفسه بر میداریم اینled روشن شود.بعد  در اینجا احتیاج به یک نرم افزار کامپیوتری هست که کنترل تمامی فقسه ها و کارهایی را که در آن انجام میگیرد را داشته باشد.با استفاده ازاین نرم افزار هر زمانی که یک ledروشن شود در این نرم افزار هم چراغ آن قفسه روشن میگردد و هم زمان با آن یکtimer هم شروع به کار میکند و زمان استفاده مجاز از هر کتابی هم مثلاً 3 ساعت است.و اگر کاربر کتاب خانه بخواهد بیشتر از مدت مجاز از آن استفاده کند باید بعد از هر سه ساعت آن کتاب را تمدید کند.در واقع با این روش میتوان امنیت کتابها را بیشتر حفظ کرد و اگر هم به فرض مثال کتابی سرقت شد سریعتر میتوان آن را پیدا کرد.کاربرد دوم--این است که هر قفسه ای باید یک مونیتورینگ(صفحه نمایش)داشته باشد به علاوه یک صفحه کلید(key bord).مراجعه کننده با استفاده از صفحه کلید سئوال مورد نظر خود را تایپ میکند و بعد قفسه با استفاده از اطلاعاتی که درون کتابهای خود را دارد جواب سئوال فرد را پیدا میکند و آن گاه جواب بر روی صفحه نمایش ظاهر میشود(البته ذکر این نکته الزامی است که سئوالی که مطرح میشود باید بر اساس نوع اطلاعات موجود در کتابهای آن قفسه باشد).در اینجا نقش کتابدار مرجع کمرنگ نمیشود در واقع او هر هفته یا هر ماه باید اطلاعات این قفسه ها را روز آمد کند.نام این نسل از قفسه ها را میتوانsibs گذاشت البته این پیشنهاد من است و«sibs=search in books shelf».نا گفته نماند که قبل از تمامی کارهای بالا نرم افزاری برای مدیریت قفسه ها لازم است که باید طراحی شود.و نام این نرم افزار هم باز به پیشنهاد من میتواند«مقاک»باشد و مقاک=مدیریت قفسه های الکترونیکی کتابخانه ای.در نهایت من میگویم که این فقط یک ایده است اما ارزش فکر کردن در موردش را دارد.

ارسال در تاريخ یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 توسط امپراطور
در طی دوره لیسانس ما دانشجویان کتابداری باید تعداد مشخصی از واحد های درسی را پشت سر بگذاریم تا بتوانیم مدرک لیسانس را اخذ کنیم.در اول هر ترم زمانی که برای انتخاب واحد می رویم متوجه نکته ای میشویم و آن نابرابری تعدادی از واحدها در برخی از درسها است.مثلاً در طول دوره کارشناسی ما 3 واحد مجموعه سازی می خوانیم در حالی که در همین دوره ما باید 10 واحد مرجع شناسی را بگذرانیم و این نشان دهنده نابرابری است و همین نابرابری ها باعث شده تا امروز کتابدارن ما تک بعدی باشند و نتوانند در همه زمینه ها از خود خلاقیت به خرج دهند.کوتاه سخن اینکه مسئولان ذیربط باید به این نکته توجه کنند و این مشکل را برطرف نمایند.
ارسال در تاريخ چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 توسط امپراطور

همان طور که همه ما میدانیم هر حرفه ای برای اینکه بهتر بتواند مسئولیت های خود را انجام دهد و برای اینکه بتواند مفید تر باشد،احتیاج به یک سازمان مرکزی دارد تا این سازمان به عنوان یک هدایت کننده وظیفه تعیین خط مشی ها و لوایح و هم چنین قانون گذاری ها را بر عهده بگیرد و این چیزی است که در کشور ما برای رشته هایی مثل مهندسی ساختمان،مهندسی کشاورزی،روان شناسی،پزشکی و شاید چند حرفه دیگر وجود دارد.با توجه به اینکه وجود سازمان مرکزی در این حرفه ها به عنوان نظام در سال های گذشته یک ضرورت شناخته میشد پس مسئولین مملکت در همان سالها به فکر تأسیس این سازمانها افتادند و به یکباره تمامی موانع از سر راه برداشته و همه ارگانها هم موافقت کردند،خوب هیچ عیبی هم ندارد اما آنچه که عیب دارد این است که ما کتابداری را قابل مقایسه با رشته های مهندسی نمی دانستیم و به خاطر همین هم میگفتیم که مثلاً حالا سازمان نظام اطلاع رسانی نداشته باشیم مگر چه اتفاقی می افتد.آیا افتخار هر سال ساختن یک سد مهمتر است یا اینکه مثلاً فلان کتابخانه دارای یک بخش مرجع کاملاً قدیمی میباشد و احتیاج به منابع جدید دارد.قطعاً ساختن سد برای مسئولین کشور ما به مراتب افتخار بزرگی است.هر چند که اخیراً تا آن جایی که من میدانم جلساتی با این موضوع در کتابخانه ملی برگزار میگردد اما اینکه کی به نتیجه برسد خدا میداند و بس.در نهایت با تأسف شدید باید گفت که ما هنوز پی به آثار شگفت انگیز توجه به علوم انسانی نبرده ایم و تا وقتی که این باور در ذهن مسئولین کشور ما شکل نگیرد وضع به همین صورتی است که خواهد بود.

ارسال در تاريخ جمعه دهم فروردین 1386 توسط امپراطور

با درود به همه شما کتابدارن عزیز و تبریک این ایام فرخنده

       اگر در ذهن خودتان ایده جدیدی در رابطه با کتابداری دارید که فکر میکنید میتواند موضوع یک همایش کشوری قرار بگیرد آن را  برای«آقای اکبری» بفرستید.بعد از یک سری از بررسی ها اگر ایده شما خوب بود برای همایش انتخاب میشود.این همایش دو روزه را هم ادکا(اتحادیه دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی ایران)برگزار می نماید.پس سریع دست به کار شوید و از سلول های خاکستری مغزتان استفاده کنید.و نا گفته نماند که آقای اکبری دبیر کمیته همایشهای ادکا میباشد.برای اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به وبلاگ خبری ادکا به آدرس«www.adka.blogfa.com»مراجعه کنید.

ارسال در تاريخ چهارشنبه هشتم فروردین 1386 توسط امپراطور

در مورد خودم باید بگویم که یک دانشجوی رشته کتابداری و اطلاع رسانی هستم اما اینکه در ترم چندم تحصیل می کنم و یا اینکه در کدام دانشگاه درس میخوانم بماند برای بعد. خودم را امپراطور نامیدم چون تصور میکنم که ما کتابداران همیشه خودمان را دست گرفته ایم و همین باعث مشکلات بعدی ما شده است.پس خواهش میکنم که در ذهن خودتان برچسب مغرور و پیرانه سر را به من نچسبانید چرا که من فقط به دنبال عزت نفس و بزرگی این رشته هستم.اما در رابطه با این وبلاگ باید بگویم که هیچ ادعایی ندارم اما سعی میکنم که بتوانم تأثیر گذار باشم و بیشتر از این هم توضیح نمیدهم چون هیجان آن از بین میرود.

ارسال در تاريخ چهارشنبه هشتم فروردین 1386 توسط امپراطور

سم الله الخالق القلم و ما یسطرون

سال 85 را به پایان می رسانیم در حالی که در این سال کتابداری و اطلاع رسانی گامی را به جلو نهاد و کشور بیشتر رنگ بوی کتابدارانه پیدا کرد و اما سال 86 را آغاز می نمائیم به این امید که بتوانیم گامی دیگر در جهت ارتقای این رشته برداریم و بر سر سفره هفت سین امسال از خداوند متعال میخواهیم که پدران و مادران کتابداری و اطلاع رسانی در این مرز و بوم را برای ما کتابداران جوان حفظ کند و تا صدها بهار دیگر از وجود پر برکت آنها استفاده کنیم.

ارسال در تاريخ چهارشنبه هشتم فروردین 1386 توسط امپراطور
قالب وبلاگ